آنکس که علم و هنر دارد، دین نیز دارد؛ آن کس که هیچ یک از آن دو را ندارد، بگذار دین داشته باشد
این جمله از یک طرف دین را در برابر دو دستاورد انسان که از عالی ترین
دستاو ردهای اوست قرار می دهد؛ از طرف دیگر ادعا می کند که علم و هنر از
نظر ارزش زندگانی، می توانند جای دین را بگیرند یا جبران کنند.
اگر
بخواهیم دین فرد عادی را که – نه علم دارد نه هنر – نیز از او بگیریم،
ظاهرا شاعر پرقدر، گوته، از ما پشتیبانی نخواهد کرد. کوشش می کنم از راه
خاصی به ارزیابی کلام او نزدیک تر شوم.
زندگی آنگونه که ما درمی یابیم
برایمان بسیار دشوار است و رنج های بسیار، سرخوردگی های فراوان و وظایف
ناممکن به همراه می آورد. برای تحمل کردن آن نمی توانیم از وسایل تسکین بخش
چشم پوشی کنیم…
این سوال که هدف و غرض از زندگانی انسان چیست بارها
مطرح شده و تا به حال هرگز پاسخی قانع کننده نیافته است و شاید اصلا ممکن
نباشد به آن پاسخی داده شود.
بعضی افزوده اند که اگر زندگی هدفی نداشته باشد از نظر آنها هیچ ارزشی ندارد. اما این تهدید هیچ چیز را تغییر نمی دهد…
پس باز تنها دین است که می تواند به این سوال جواب دهد که هدف زندگی چیست.
اگر نتیجه بگیریم فکر هدفمند بودن زندگی کاملا وابسته به نظام دینی است
چندان به خطا نرفته ایم پس متواضعانه تر به این سوال می پردازم که انسان ها
با رفتار خود در پی چه هدف و مقصودی هستند و از زندگی شان چه انتظاری
دارند و چه چیز می خواهند.
در پاسخ نمی توان چندان به بی راهه رفت ؛
آنها در پی سعادت اند. می خواهند خوشبخت باشند و خوشبخت بمانند. این کوشش
دو جنبه داردو از یک طرف فقدان رنج و ناراحتی را می جویند و از طرف دیگر
چشیدن طعم لذت های شدید را . سعادت به معنای دقیق فقط به آخری گفته می شود.
فعالیت انسان مطابق با دوگانگی هدفش، در دو جهت گسترش می یابد و وابسته به
این است که کدام یک از این دو هدف را (به طور عمده یا منحصرا) بجوید.
ساعت : 1:01 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
Page : 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15